تبليغاتX
موسیقی و زندگی

موسیقی و زندگی

ابراهيم تاتليسس خواننده مشهور تركيه اي در محله شيشلي استانبول از ناحيه سر هدف گلوله قرار گرفت و ترور شد.

به گزارش عصر ايران و به نقل از  سي ان ان ترك حال عمومي اين خواننده مشهور تركيه اي بسيار وخيم گزارش شده و پزشكان 24 ساعت آينده را براي زنده ماندن وي پس از اين ترور حياتي اعلام كرده اند .

بنا به اعلام پزشكان، گلوله از پشت وارد جمجمه ابراهيم تاتليسس شده و از قسمت جلوي سر او خارج شده است . پزشكان اعلام كرده اند كه اولويت نخست آنها جلوگيري از خونريزي است.

پس از يك عمل جراحي 5 ساعته پزشكان اعلام كرده اند كه ممكن است حتي اگر تاتليسس از اين ترور جان سالم به در برد ، احتمال دارد باقي عمر خود را فلج باشد.

تاتليسس شب گذشته و هنگامي كه پس از ضبط برنامه تلويزيوني مشهور خود " ايبو شو " از كانال تلويزيوني " بياض تي وي " خارج مي شد هدف اين حمله قرار گرفت.

هنوز خبري درباره هويت ضارب و يا انگيزه او از اين ترور منتشر نشده است ، اما پليس اعلام كرده است كه ضارب از يك خودروي مشكي رنگ اقدام به شليك چند گلوله كرده و به سرعت متواري شده است . پليس تركيه افزوده است كه تحقيقات خود را براي شناسايي ضارب و دستگيري او آغاز كرده است.


پس از يك عمل جراحي 5 ساعته پزشكان اعلام كرده اند كه ممكن است حتي اگر تاتليسس از اين ترور جان سالم به در برد ، احتمال دارد باقي عمر خود را فلج باشد.

براش دعا کنید......

 ibrahim tatlises

 

نوشته شده در دوشنبه 23 اسفند1389ساعت 14:53 توسط مسافرشب|

کمتر کسی رو می شناسم که Self Control ، یکی از آهنگ های معروف دهه 80 رو نشنیده باشه. لااقل اگر اسم آهنگ براتون آشنا نیست، احتمالاً با شنیدن قسمتی از اون ، متوجه می شین که دارم درباره ی چه شاهکاری صحبت می کنم.
اما به احتمال زیاد، تعداد افرادی که می دونن کی این آهنگ رو خونده، به مراتب کمتر از اوناییه که اونو شنیدن. دلیلش هم اینه که اصولاً آهنگ های دیگه ش تو ایران شناخته شده نیست و زمان شناخته شدنش هم مدت هاست که منقضی شده.


Laura Branigan در سال 1951 در حومه شهر نیویورک به دنیا اومد. گرچه موفقیت در دنیای هنر دوران نوجوانیش، هدف اصلی لارا به حساب نمیومد، اما بازی او در نقش اصلی یکی از نمایش هایی که در اواسط دهه 70 اجرا شد، باعث شد که نظرش نسبت به هنر و نسبت به آینده ش عوض بشه. در سال های پایانی دهه، او به عنوان همخوان، لئونارد کوهن رو که در اون زمان چهره شناخته شده ای بود، در چند تور اروپایی همراهی کرد. چند سال بعد هم کار خودش رو به عنوان یه خواننده ی سولو آغاز کرد.

موفقیت های لارا با آهنگ گلوریا در اولین آلبومش (1982) شروع شد. برای اینکه ارزش این آهنگ رو کاملاً متوجه بشین، باید به این نکته اشاره کنم که به تنهایی باعث شد تا آلبوم Branigan، ماه ها در صدر پرفروشترین آلبوم های اون زمان قرار بگیره. این آهنگ یکی از مهمترین آهنگ های دهه 80 به حساب میاد.

یک سال بعد، آلبوم دوم لارا با دو تک آهنگ پرطرفدار دیگه به بازار اومد. آهنگ های Solitare و How am I supposed live without you? آهنگ هایی بودند که البته موفقیت Gloria رو تکرار نکردن اما باعث شدن که جایگاه لارا به عنوان یه خواننده مقبول جهانی، تثبیت بشه. اما همه اینها به کنار، آلبوم Self Control با آهنگ اصلیش به همین نام، تمام معادلات بازار موسیقی رو در سراسر جهان به هم ریخت. این آهنگ بهترین کار لارا برانیگان به حساب میاد و البته در تمام کشورهای دنیا از اون به عنوان یه اثر فراموش نشدنی یاد می کنن. آهنگ های Ti amo و Satisfaction هم از آهنگ های دیگه ی این آلبوم سومی هستند که زیر سایه ی آهنگ اصلی، محو شدن.

آلبوم های بعدی لارا البته قطعاتی رو داشتند که تو 40 آهنگ برتر چارت قرار بگیره اما هیچ وقت نتونستند به پای آلبوم های قبلیش برسند. Hold me در سال 1985 و Touch در 1987 آخرین آلبوم های او در دهه 80 بودند. قطعه ی Power of Love که بعدها به بهترین شکل توسط Celine Dion بازخوانی شد، در آلبوم Touch قرار داشت.

دهه نود برای لارا، با آلبوم Laura Branigan شروع شد که در اون قطعه Unsion رو به عنوان قطعه آغازین اولین البوم انگلیسی سلین دیون، اجرا کرده بود. آلبوم Over my heart در سال 93 از آلبوم های دیگه این خواننده ی مشهور محسوب می شن. آلبوم های بعد از اینها، همگی تکرار آهنگ های آلبوم های قبلی هستند که خوب… موفقیت چندانی برای خواننده ش نیاوردند.

لارا برانیگان در سال 2004 و بر اثر یک عارضه مغزی درگذشت. عارضه ای که گفته می شد باعث مرگ چند تن از اعضای خانواده ش هم شده بود.

آهنگ Self Control را دانلود كنيد.

نوشته شده در چهارشنبه 5 آبان1389ساعت 13:57 توسط مسافرشب|

یکی از گروهای تکرار نشدنی راک آمریکایی گروه ( survivor ) است كه علاقه شديدي به اين گروه دارم.به نظر من تكنيك خواننده اين گروه كه به نوعي آواز خواني موسيقي كلاسيك اروپا را در موسيقي راك آمريكا تلفيق ميكند يكي از ويژگي هاي منحصر به فرد اين گروه است من تعدادي از آهنگهاي اين گروه رو دارم ولي متاسفانه بيوگرافي كامل اين گروه رو نميدونم خوشحال ميشم اگر كسي بيوگرافي اين گروه رو ميدونه برام بنويسه.

Eye Of The Tiger (چشمان ببر) یکی از معروف ترین اهنگ های تاریخ موسیقی راک است

اهنگی که جایزه ی گرمی و خیلی از جوایز دیگر رو نسیب خود کرد و کمتر كسي پيدا ميشه كه اين آهنگ رو نشنيده باشه

این اهنگ برای فیلم راکی ۳ تهیه شد و در دهه ی ۸۰ دنیای موسیقی اون زمان رو تکون داد

اميدوارم خوشتون بياد

survivor

دانلود

نوشته شده در پنجشنبه 18 شهریور1389ساعت 19:34 توسط مسافرشب|

سلام از آنجایی که علاقه باور نگردنی به موسیقی روسی دارم و موسیقی این کشور رو شدیدا" دنبال میکنم امروز می خوام در مورد هنرمند روسی مورد علاقم صحبت کنم و میدونم کسانی که واقعا" موسیقی دوست و هنر شناس هستند این هنرمند جوان رو تایید خواهند کرد.

ويتالي ولادوسوويچ گراچوف (۱۹ فوریه ۱۹۸۱) معروف به ويتاس يکي از خوانندگان مطرح و جوان روسي است که توانسته تا به حال جوايز بسياري را از آن خود کند. او علاوه بر خواندن  به آهنگسازي و طراحي لباس نيز شهره است . او در سال۲۰۰۰اولين اجرا از کارهايش را به نمايش گذاشت که مورد استقبال قرار گرفت . ويتاس صدايي دارد که بسيار اپرايي ست و گاهي لطيف و دل نشين و گاهي مردانه و سرد است. طرفدارانش به او فرشته لقب داده‌اند

Vitas

صداي ويتاس، لوچيا دالا آهنگساز و نوازنده ايتاليايي را وقتي با هم در تالار قصر کرملين اجراي دونفره داشتند به حيرت انداخت. ويتاس جوانترين خواننده اپراست که تاکنون در تالار قصر کرملين هنرنمايي کرده است.

ويتاس با آلبوم "ترانه‌هايي که مادرم مي‌خواند" موسيقي پاپ امروز روسيه را از ميدان به در برد و ترانه‌هاي سال‌هاي قديم را دوباره به شهرت رساند. در سال 2004 و تا سال 2006 اين آلبوم راه او را باز کرد که سفرهاي هنري به کشورهاي گوناگون جهان داشته باشد.

ترانه گرامافون قديم از البوم "ترانه‌هايي ‌که مادرم مي‌خواند" بازخواني ترانه سال‌هاي 60 روسيه است که ويتاس آنرا با مهارت اجرا کرده است. با وجود اين که احتمال ناموفق شدن او در بين جوانان روسيه وجود داشت، اما ويتاس با اعتماد به نفس عميقي با اين آلبوم و ديگر ترانه‌هاي سال‌هاي جواني مادرش به روي صحنه آمد و موفق شد.

ويتاس رابطه هنري با مادر خود دارد و در واقع مادرش استاد موسيقي اوست. به همين خاطر او آلبوم دوم خود را هم با عنوان "مادرم" به بازار داد و باز با همان صدا و سبک اپرايي خود با ترانه‌هاي جديد به اضافه لبخند سرد و باوقار به صحنه آمد.

ترانه مادر از البوم "مادر" در اجراي ويتاس:

سخت است با کلمه خودرا بيان کنم
با چه زباني بگويم که مرا ببخش مادر
ببخش مادر اين همه دوري جستن‌هايم را
و به خاطر نامه هايم که دير مي‌رسند
در انديشه‌هايم دستانت را مي‌بوسم
لبانت را مي‌بوسم

مادر از گناهم بگذر

ويتاس را به خاطر بيان بدون کلماتش دوست دارند. به خاطر شباهت صدايش به هيچ کس. به خاطر دوباره به ميدان آوردن آهنگ و موسيقي مذهبي در روسيه غير مذهبي. در ترانه "پريليود" و يا پيش درآمد به روشني سبک ترانه‌هاي مسيحي را مي‌توان شنيد.

ويتاس در اجرا و صداي خود از زندگاني و عشق با سردي حرف مي‌زند و اما از مرگ بدون ترس و حتا با آمادگي شادمانه مي‌سرايد. در حالي که در هيچ کدام از ترانه‌هايش معناي سياسي وجود ندارد در صداي مرزشکن او چيزي هست که مردم را به فکر و مبارزه دعوت مي‌کند.

دانلود آهنگ ستاره معروف ترین آهنگ ویتاس به همراه متن روسی و ترجمه فارسی

 

Очень много раз я себе задавал вопрос
Для чего родился на свет, я взрослел и рос
Для чего плывут облака и идут дожди
В этом мире ты для себя ничего не жди Я бы улетел к облакам - да крыльев нет
Манит меня издалека тот звездный свет
Но звезду достать нелегко, хоть цель близка
И не знаю, хватит ли сил для броска Я подожду еще чуть-чуть
И собираться буду в путь
Вслед за надеждой и мечтой
Не догорай звезда моя, постой Сколько же еще мне дорог предстоит пройти
Сколько покорить мне вершин, чтоб себя найти
Сколько же с отвесной скалы мне падать вниз
Сколько начинать все с нуля, и есть ли смысл
 

بارها از خودم پرسیده ام
چرا متولد شدم و رشد کردم
چرا ابرها شناورند و باران می بارد
در این دنیا توقع چیزی برای خودم ندارم
دوست داشتم تا ابرها پرواز کنم اما بال ندارم
نور آن ستاره ی دور برایم بسیار فریبنده است
هدف نزدیک اما رسیدن به آن ستاره دشوار است
و نمی دانم آیا قدرت کافی برای آن دارم
کمی بیشتر صبر خواهم کرد
و بعد آماده ی سفر خواهم شد
به سمت رویاها و امید
آه ای ستاره ی من نسوز، صبر کن
چند جاده را باید زیر پا بگذارم؟
چند بلندی را باید بگذرانم تا خودم را بیابم؟
چقدر باید از پرتگاه ها سقوط کنم؟
چند بار باید از صفر بیآغازم؟ آیا معنی دارد؟
Vitas
نوشته شده در سه شنبه 8 تیر1389ساعت 17:52 توسط مسافرشب|

سلام خدمت دوستان و همه خوانندگان این وبلاگ خیلی وقته که نمی تونم پشت سیستم بشینم تو وب ها بچرخم......یا وبلاگ رو به روز کنم کارام خیلی سنگین شده دیگه زندگی و کار هنری همینه دیگه

ولی دوست دارم بدونم که چه نوع موزیکی گوش میدین از چه سبک موسیقی خوشتون میادبیشتر باهاش ارتباط برقرار میکنید. چه سبکی؟ یا آروم بیشتر دوست دارید یا موزیک تند؟ چه نوع شعرهایی غم گین، شاد ، اجتماعی و.................... برام بنویسید خیلی خوشحال میشم................

نوشته شده در پنجشنبه 13 خرداد1389ساعت 13:32 توسط مسافرشب|

تاریخ موسیقی جهان تنها به آثار بزرگان گذشته موسیقی تعلق ندارد و اگرچه کم ولی هنوز هم در میان آثار موسیقی که هر روزه روانه‌ی بازار می‌گردد، جاودانه‌هایی به تصنیف درمی‌آیند که هر دوستدار موسیقی را به وجد می‌آورند. خود من سال‌ها تنها به شنیدن آثار درخشان گذشتگان موسیقی بسنده می‌کردم و خودم را در میان ساختارهای پیچیده و سنگین ملودیک و هارمونیک آنها به دنیایی دیگر می‌سپردم. ولی بعدها با آشنایی بیشتر با موسیقی‌های مدرن و پسامدرن دانستم که موسیقی تنها در هارمونی‌های جادویی و ملودی‌های فراسویی خلاصه نمی‌شود. موسیقی ترکیبی است از عناصر بی نهایتی که هر کدام تاثیری بسزا در فرآیند زیبایی شناختی آن دارند. با این دیدگاه دیگر آثار دبوسی و شوئنبرگ برای من بیگانه نبودند و حتا امروز آثار سوررئال ارکستر سمفونیک لیگتی و پندرکی نیز از محبوب ترین قطعات موسیقی‌ام به شمار می‌آیند.

اگرچه اکنون به هر نوع موسیقی گوش فرا می‌دهم (منظورم موسیقی است نه سر و صداهای سرسام آور آنارشیسیتی که امروزه میان برخی از جوانان باب است)، اما میان سبک و ساختار آنها تفاوت می‌گذارم و موسیقی‌های ترکیبی آنها را چندان نمی‌پسندم. چندی پیش به صورت اتفاقی موسیقی جالبی را شنیدم که برایم بسیار گیرا بود. قطعه‌ی "آجر دیگری در دیوار" ساخته گروه مشهور پینک فلوید که توسط ارکستر رویال فیلارمونیک لندن تنظیم و بازسازی شده بود. اثر بسیار قدرتمند برای ارکستر تنظیم گشته و گویی روحی دوباره به این قطعه داده شده بود و من روزها و روزها به آن گوش فرا می‌دادم. مطمئن بودم که این قطعه تنها اثر ساخته شده از این دست نیست و دیگر آهنگ‌های مشهور راک نیز بازسازی شده اند از اینرو تلاش کردم تا آثار بیشتری از این گونه را گردآوری کرده و بشنوم. برای من بسیار جالب بود که آثار جاودانه پاپ و راک را از شنیدگاه موسیقی دانان کلاسیک برجسته جهان بشنوم و روح جدیدی را که در آنها دمیده می‌شود درک کنم و عناصر زیبایی شناختی آنها را این بار از دید آهنگسازی دیگر به گوش جان بسپارم.

جری گلداسمیت، آهنگساز فقید آمریکایی وآفریننده‌ی آثاری چون پاپیون و طالع نحس، نخستین کسی بود که موسیقی الکترونیک را به صورت علمی به ارکسترهای آکوستیک معرفی کرد و شیوه‌ی جدیدی که در موسیقی بنیان گذاشت وی را جزو جاودانه‌های موسیقی نمود. البته قبل از آن نیز استفاده‌های محدودی از سازهای مدرن در ارکسترهای بزرگ می‌شد ولی گلداسمیت بود که آن را نهادینه کرد و به عنوان اصلی در موسیقی‌های خویش درآورد. پس از وی بتدریج رهبران و آهنگسازان به این شیوه روی آوردند و ارکسترهای مدرن قدرت بسیاری یافتند. در این میان زحمات مایکل کیمن، آهنگساز و رهبر ارکستر بزرگ آمریکایی سزاوار ستایش است. مایکل کیمن اگرچه تحصیلات موسیقی کلاسیک داشت ولی فکر نو وی باعث شد که محبوب تمام آهنگسازان و خوانندگان دنیا قرار گیرد و به عنوان تنظیم کننده و همکار آهنگساز با خوانندگان و گروه‌هایی چون پینک فلوید، اریک کلاپتون، دیوید بووی، کویین، برایان آدامز، استینگ، کرانبریز و ... همکاری داشته باشد. وی همواره رهبر ارکسترهای بزرگ زنده این آهنگسازان بود و هنوز شاهکارش در تنظیم و رهبری اجرای زنده آلبوم "دیوار" در برلین که با ارکستر سمفونیک لندن همراهی می‌شد، در یاد دوستداران موسیقی جهان مانده است؛ همچنین همکاری وی با اریک کلاپتون در ساخت و تنظیم موسیقی متن سریال انگلیسی "لبه‌‌ی تاریکی" که روزگاری از تلویزیون کشورمان نیز پخش شد، همچنان نامش را زنده نگه داشته است.

دانلود (آجر دیگری در دیوار) از گروه پینگ فلوید با تنظیم دیگری از ارکستر رویال فیلارمونیک لندن

نوشته شده در چهارشنبه 1 اردیبهشت1389ساعت 16:14 توسط مسافرشب|


آخرين مطالب
» ابراهيم تاتليسس ترور شد
» لارا برانیگان(Laura Branigan)
» گروه ( survivor )
» ويتالي ولادوسوويچ گراچوف (vitas)
» نظر سنجی
» موسیقی را به صورت علمی امروزی کنیم
» جهان خواننده محبوب ايراني درگذشت
» موسیقی و آلبرت اینشتین ، پروفسور حسابی
» Gary Moore (گری مور)
» بیوگرافی به قلم خود فرید زولاند (آهنگساز)
Design By : Pars Skin